سرمایه گذاری برای تولید
دانشگاه علوم پزشکی شیراز
سرمایه گذاری برای تولید
  • //
  • - تعداد بازدید: 382
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

همراه با شهدا/ شهید علیرضا رضایی

.

مجموعه سلامت فارس در طول سال های دفاع
مقدس، در کنار خدمات پشتیبانی در جبهه های حق علیه باطل و خدمت به رزمندگان غیور
میهن در بهداری ها و بیمارستان های صحرایی، شهدای گرانقدری را به این انقلاب تقدیم
کرده که به مناسبت هفته دفاع مقدس، با این آلاله های جاویدان آشنا می شویم. در این
مطلب بخشی از وصیت نامه شهید
«علیرضا رضایی» را مرور می
کنیم.

 


شهید علیرضا رضایی



تاریخ و محل ولادت: 4خرداد1333، شیراز



تاریخ و مکان شهادت: 27خرداد1365، منطقه‌ فاو (عملیات
والفجر 8)



محل خدمت: بیمارستان شهید چمران





برشی از کتاب پروانه های بی پروا: زندگینامه
شهدای دانشجو و کارمند دانشگاه علوم پزشکی شیراز



شهید علیرضا رضایی در خانواده ‌ای مذهبی و در یکی از محلات
قدیمی شهر شیراز به دنیا آمد. دوران ابتدایی‌ را در مدرسه‌ قوام شیراز سپری کرد.
از آنجایی ‌که فردی سخت‌کوش بود و منضبط بود، بعد از گرفتن دیپلم در کنکور سراسری
شرکت کرد. رشته‌ های خلبانی، افسری و کاردانی علوم آزمایشگاهی، از جمله رشته ‌هایی
بود که علیرضا در آنها مجاز به انتخاب رشته و ادامه تحصیل بود؛ ولی وی به دلیل
علاقه ‌ای که به رشته‌ علوم آزمایشگاهی داشت، این رشته را انتخاب نمود. بعد از
گذراندن دوران تحصیل، برای گذراندن خدمت سربازی به شهرهای بندرعباس و جزیره‌ هرمز
منتقل گردید؛ اما دوران سربازی ‌اش مصادف بود با حوادث قبل از انقلاب و علیرضا از
همان زمان همراه با دیگر نیروهای انقلابی و متعهد در فعالیت های سیاسی بر ضد رژیم
شاهنشاهی شرکت می‌ کرد. دوران سربازی ‌اش که تمام شد، به شیراز برگشت و با توجه به
داشتن مدرک علوم آزمایشگاهی، در بیمارستان شهید چمران شیراز به عنوان تکنسین آزمایشگاه
مشغول به کار شد و بعدها نیز در همان بیمارستان به عنوان مدیر داخلی بیمارستان
منصوب شد.



با شروع جنگ تحمیلی به دزفول رفت و به مدت شش ماه تمام در
شهر دزفول به خنثی کردن مین در آن جا مشغول بود. در یکی از مرخصی ها و بازگشت به
نزد خانواده، به اصرار آن ها ازدواج کرد که ثمره‌ ازدواجش دو فرزند دختر می باشد.



تا زمانی که جنگ ادامه داشت و شیرمردان و دلاورمردانی همچنان
در میدان ‌های جنگ خدمت می ‌کردند، علیرضا نیز آسوده ننشست و پا به پای رزمندگان
اسلام در حال نبرد بود تا اینکه در خردادماه 1365 در عملیات والفجر 8 بر اثر اصابت
خمپاره به فیض شهادت رسید.



خاطره ای از زبان یکی از همکاران شهید:



بعد از مدتی شهید رضایی در دفتر حراست دانشگاه، در قسمت گزینش
مشغول به کار شدند و فقط دو روز در هفته به آزمایشگاه می ‌آمدند. کارهایشان در
آزمایشگاه در طی آن دو روز در هفته به اندازه‌ کار یک هفته‌ کامل بود؛ ولی زیادی و
سختی کار مانع از انجام‌ وظیفه‌ شهید رضایی نمی ‌شد. مدتی بعد دکتر گنجعلی، رئیس بیمارستان
شدند. دکتر و شهید رضایی رابطه خوب و دوستانه ای با هم داشتند و به عنوان رییس بیمارستان
از هیچ کمک و خدمتی در زمان جنگ به مردم کوتاهی نمی کرد.



یادم می آید زمانی که شهید رضایی عازم جبهه جنگ شدند، دکتر
گنجعلی نیز با ایشان به آن منطقه رفته بودند. دکتر بعد از شهادت شهید رضایی برای
ما تعریف ‌کردند که: «با شهید رضایی در راه رفتن به سمت منطقه بودیم که به یک صحرایی
رسیدیم. من از شهید رضایی پرسیدم: «ان‌شاءالله کی برمی‌گردید؟» ایشان گفتند: «یا
با پیروزی می‌ آیم و یا جنازه ‌ام برمی‌گردد» و دست ‌های خود را باز کردند و نفس
عمیقی کشیدند و گفتند: «اما بالاخره راحت می ‌شوم.»

  • گروه خبری : آخرین اخبار,اخبار وب دا
  • کد خبری : 37524
کلیدواژه
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

تنظیمات قالب