همراه با شهدا/شهید محمد کارگر
.
مجموعه سلامت فارس در طول سال
های دفاع مقدس، در کنار خدمات پشتیبانی در جبهه های حق علیه باطل و خدمت به
رزمندگان غیور میهن در بهداری ها و بیمارستان های صحرایی، شهدای گرانقدری را به این انقلاب تقدیم کرده که در
روزهای دوشنبه هر هفته با این آلاله های جاویدان آشنا می شویم. در این شماره بخشی
از خاطرات زندگی شهید «محمد کارگر» را از زبان همسرشان مرور می کنیم.
شهید محمد کارگر
تاریخ و محل ولادت: 3فروردین1339، استهبان
تاریخ و مکان شهادت: 14بهمن1365، عملیات کربلای 5
محل خدمت: بیمارستان امام خمینی (ره) استهبان
خاطره ای از زبان همسر شهید:
همسرم محمد اخلاق و رفتار خوبی با دیگران
داشتند، مخصوصاً در مورد احترام به پدر و مادرشان که واقعاً سنگ تمام می گذاشتند.
تابستان ها در استهبان، فصل برداشت محصول انجیر است که با توجه به اینکه خانواده
همسرم، باغ انجیر داشتند، محمد در انجیرستان به خانواده کمک زیادی می کرد. همسرم
اهل ورزش، به خصوص ورزش زورخانهای بودند و به همین خاطر بدن ورزیده و قوی
داشتند. به خاطر دارم اوایل زندگی مشترکمان بود. یک روز مادرشوهرم که ناراحتی
کلیوی داشتند، کلیه درد شدیدی گرفتند. منزل ما دقیقاً آخر کوچه ای باریک بود و
به همین خاطر تا خیابان اصلی فاصله زیادی را باید طی می کردیم. آن روز پدرشوهرم
منزل نبودند و کلیه درد مادر لحظه به لحظه بیشتر می شد، به حدی که امان او را
بریده بود. به هیچ عنوان مادر شوهرم نمی توانستند راه بروند. محمد مادرش را به
روی دوشش گذاشت و از خانه تا ابتدای خیابان اصلی که مسیر زیادی بود، آورد. بعد
مادر را سوار تاکسی کرد و به درمانگاه برد. هرچقدر مادر اصرار کردند که صبر کند تا
ظهر که پدرش هم در خانه باشد و کمک کند، توجهی نکرد و منتظر نماند؛ چرا که تحمل
دیدن درد مادرش را نداشت.
نظر دهید