معرفی کتاب/ خدا کند تو بیایی
.
مجموعه دانشگاه علوم پزشکی شیراز به عنوان یک مرکز آموزش
عالی، ارتباطی ناگسستنی با کتاب و کتابخوانی دارد و فعالیت یکایک اعضای این
خانواده به نحوی، با کتاب پیوند یافته است. بر همین اساس مدیریت روابط عمومی
دانشگاه با همکاری معاونت فرهنگی و دانشجویی هر هفته یکی از کتبی را که می تواند
به عنوان منبعی مناسب در ساعات مطالعه شما مخاطبان جای گیرد، معرفی می کند.
این بخش را می توانید در روزهای پنجشنبه هر هفته از پایگاه
خبری «وب دا» دنبال کنید.
به عنوان نخستین شماره، کتاب «خدا کند تو بیایی» در نظر
گرفته شده است. این کتاب از آثار «سید مهدی شجاعی»، در قالب 104 صفحه و
با بهای 6500 تومان، در انتشارات نیستان به چاپ رسیده است.
درباره کتاب:
خدا کند تو بیایی مجموعه مقالات ادبی سید مهدی شجاعی است.
محور سخن در هر کدام از فصول از این قرار است؛ «به نام نامی توحید» و «رکوع نرگسها»
و «شکوای سبز» خطاب به پیامبر اکرم (ص)، «علی فراتر از نیاز همهی قرنها»راجع به
امیرالمؤمنین(ع)، در فصل «فاطمه (س) راز آفرینش زن» منشور ملکوتی حضرتش از ابعاد
مختلفی نگریسته شده و «اعتراض جاودانه» خطاب به حضرت زهرا (س) و در «شب تغسیل ماه»
در مقام سوم شخص از ایشان سخن رفته است، عنوان دو فصل بعد «امام حسن (ع) حماسهی
حلم» و «از غدیر تا عاشورا»ست و فصل «ذکر مصیبت» از داغ حسین (ع) می گوید، «ولادت
عشق» خطاب به حضرتش، «یا لیتنا کنّا معک» هم با محوریت عاشورا و حضرت سیدالشّهدا(ع)،
فصل بعدی «حج حسین (ع)»، «یک نگاه دگر» از زبان حضرت رقیه (س)، «میعاد روشنی» خطاب
به حضرت زینب (س)، فصل بعد «دیدار با زینب»، «حجت بر تمامی زنان» باز هم راجع به
حضرت زینب، «صلای ولایت» و «زخم کهنه» خطاب به حضرت علی بن موسی الرضا (ع) و فصل
پایانی با نام «خدا کند تو بیایی» خطاب به امام زمان (ع) است. نثر کتاب ساده و
صمیمی و ادیبانه است. در هر مقاله با استفاده از آیات و احادیث به شرح موضوع مربوط
پرداخته شده است. در این کتاب می خوانیم: از عمق ناپیدای مظلومیت ما، صدایی آمدنت
را وعده می داد. صدا را، عدل خداوندی صلابت می بخشید و مهربانی گرما می داد و
ما هرچه استقامت، از این صدا گرفتیم و هرچه تحمل، از این نوا دریافتیم. در زیر
سهمگین ترین پنجه های شکنجه تاب می آوردیم که شکنج زلف تو را می دیدیم. در
کشاکش تازیانه ها و چکاچک شمشیرها، برق نگاه تو تابمان می داد و صدای گام های
آمدنت توانمان می بخشید.
برشی از کتاب:
بخوان به نام رهایی! بخوان به نام بلوغ! بخوان به نام صاعقه
در التهاب شب!
بخوان به نام ساقه امید در پهندشت یاس! بخوان به نام خالق
خورشید، و عشق را به اسم اعظم معشوق، از پس یلدای بی تنفس دیجور، نور باران کن.
بخوان نبی گرامی! بخوان رسول عشق و امید! بخوان به نام نامی
توحید!
تو که خواندی، هُرم
صدای تو که قندیل های سکوت را ذوب کرد، آوای مهربان تو که فضای میان زمین و آسمان
را عطرآگین نمود، بوی خوش عشق که ملائک بی تاب را به طواف حرا کشانید، انبیاء
انگشت حسرت به دندان گزیدند.
ابراهیم و اسماعیل، از آنکه حرا بود و ما به مرمت کعبه
ایستادیم.
و موسی از آنکه به طور، چرا رفتیم.
و عیسی از آنکه آنچه در زمین یافتنی بود، در آسمان چرا می
جستیم.
و در این میانه تنها خاطر خدا بود که راضی بود، چرا که رحمت
واسعه خویش را نمود عینی بخشیده بود.
فرشتگان برخی به رضایت بی سابقه خدا سجده می بردند، بعضی
عرق از جبین پیامبر می ستردند، عده ای گوش به لطافت این معاشقه می سپردند و برخی
از آنکه معشوق خداوند را در زمین می دیدند ـ نه در میان خویش ـ خون دل می خوردند.
جبرئیل چه ذوق کرده بود که پیام عاشق و معشوق را بر بال
امانت خویش به یکدیگر می رساند.
پایان
نظر دهید