حافظ؛ طبیب جان و حکیم روشنایی؛
به مناسبت زادروز لسانالغیب، خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی
شیراز، شهر عطر بهارنارنج و روشنای غزل، زادگاه شاعری است که قرنهاست کلامش مرهم جانهای خسته و چراغ راه جویندگان حقیقت است؛ خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی، آن بلندآوازه اقلیم سخن که در آینه شعرش، ژرفای اندیشه ایرانی و لطافت روح انسانی، جلوهای جاودانه یافته است.

حافظ، فراتر از شاعری نامدار، حکیمی است که از رهگذر واژگان، به جستوجوی حقیقت انسان برخاسته و در جهان پررمزوراز شعر خویش، از رنج و رهایی، امید و آرامش، مهر و مدارا سخن گفته است. کلام او، با عبور از مرزهای زمان و مکان، همچنان مخاطب را به تأمل در خویشتن، رهایی از کدورتهای درون و بازگشت به سرچشمههای روشن زندگی فرامیخواند.
در جهانبینی حافظ، سلامت جان از آرامش دل، اعتدال در نگرش و پیوند با مهر و معنای زندگی جدا نیست. آنجا که میسراید:
«آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا»
گویی از ضرورتی سخن میگوید که در جهان امروز نیز برای سلامت روان و زیست انسانی اهمیتی بنیادین دارد؛ ضرورتی برخاسته از مدارا، همدلی و کاستن از رنجی که انسانها میتوانند بر یکدیگر روا دارند.حافظ، با دعوت به امیدواری و گشودگی در برابر دشواریهای روزگار، یادآور میشود که تندرستی انسان، تنها در سلامت تن خلاصه نمیشود؛ آرامش روان، کرامت انسانی، پیوندهای مهرآمیز و برخورداری از امید نیز در کیفیت زندگی آدمی سهمی انکارناپذیر دارند. نگاه ژرف و انسانمدارانهاش، دریچهای ارزشمند به فهم پیوند ناگسستنی جسم، جان و کیفیت زیستن میگشاید.
امروز، در زادروز این شاعر بلندآوازه، دانشگاه علوم پزشکی شیراز، در شهری که نام حافظ با هویت فرهنگی و معنوی آن درآمیخته است، یاد و نام او را گرامی میدارد؛ شاعری که میراثش، فراتر از مرزهای ادب، دعوتی ماندگار به انساندوستی، آرامش درون، امید به زندگی و پاسداشت گوهر وجود انسان است.
زادروز حافظ، بزرگداشت خردی است که در جامه شعر جلوهگر شد و مهری که در گذر سدهها، همچنان بر جان انسان مینشیند.
نظر دهید