سرمایه گذاری برای تولید
دانشگاه علوم پزشکی شیراز
سرمایه گذاری برای تولید
  • //
  • - تعداد بازدید: 70
  • زمان مطالعه : 6 دقیقه

همراه با شهدا/ شهید هاشم اعتمادی

.

در طی بیش از یک سال گذشته در روزهای
دوشنبه، با شهدای
مجموعه سلامت فارس در
طول سال های دفاع مقدس که در کنار خدمات پشتیبانی در جبهه های حق علیه باطل و خدمت
به رزمندگان غیور میهن در بهداری ها و بیمارستان های صحرایی، شهدای گرانقدری را به
این انقلاب تقدیم کرده اند، آشنا شدیم. در طی هفته های اخیر روزهای دوشنبه نیز بخش
«همراه با شهدا» با معرفی شهدای استان فارس ادامه می یابد که در این بخش، با شهید
«هاشم اعتمادی» آشنا می شویم.


 



شهید هاشم اعتمادی



تاریخ و محل ولادت: 25/12/1341 سپیدان



تاریخ و مکان شهادت: 25/10/1365 شلمچه



 



در اسفند سال 1341 در روستای «سنگر» از توابع سپیدان، چشم به جهان گشود. دوران
کودکی­­ اش را در همان روستا سپری کرد و تحصیل در دوران دبیرستانش همزمان با اوج
گیری انقلاب اسلامی بود. هاشم با تکثیر و پخش اعلامیه ها و سخنرانی های امام و
شعارهای انقلابی در دبیرستان و سطح شهر، پا به پای مردم و همراه با پدر و برادرش
در مبارزات شرکت می کرد و توانست نقش به سزایی در تسخیر ساختمان شهربانی شیراز و
پادگان کازرون ایفا کند. هاشم با پیروزی انقلاب به زادگاهش برگشت و فرماندهی کمیته
مبارزه با اشرار منطقه را بر عهده گرفت. غائله کردستان که شروع شد برای مبارزه
علیه دشمن عازم منطقه غرب شد و پس از مدتی مسوولیت واحد عملیات و اطلاعات تیپ
المهدی (عج) را بر عهده گرفت و برای آزادسازی شهرهای کردنشین و پادگان حاج عمران به
عنوان مسوول یکی از محورهای عملیاتی به آنجا رفت. در عملیات والفجر2 در منطقه حاج
عمران از ناحیه پای راست مجروح شد.



به دلیل حضورش در عملیات های مختلف و کسب تجربه فراوان، در پاییز 1365 به سمت
فرماندهی تیپ امام حسن (ع) انتخاب شد و
در عملیات کربلای 5
مسوولیت یکی از محورهای عملیاتی را بر عهده داشت و در حالی ‌که چگونگی فتح جاده
آسفالت (دوعیمی - بصره ) را به حاج نبی (فرمانده لشگر) گزارش می‌کرد، بر اثر
انفجار گلوله آرپی‌جی در کنارش از ناحیه دست راست مجروح شد؛ ولی با همان وضعیت به
طرف خط مقدم حرکت کرد و سرانجام در تاریخ 25/10/65 هنگامی شرکت در یک عملیات
شناسایی، هدف گلوله‌ های دشمن قرار گرفت و با دستی مجروح و چشمی خون آلود همچون
قمر بنی هاشم(ع) در عروج سوار بر اسب سپید شهادت به پرواز درآمد و از فراز زمین
شلمچه به آسمان لایتناهی اوج گرفت
.



 



خاطره یکی از همرزمان



قرار شد برای شهدای لشکر
پوستری آماده کنم، برای نظرخواهی رفتم پیش هاشم، گفت صبر کنید!



گفتم چرا؟



گفت:هنوز عده ای هستند که
نرسیده اند و روی زمین نیافتاده اند، بگذارید فصل چیدن آنها هم برسد!



یک سال بعد دوباره این
طرح مطرح شد، اولین عکسی را که در پوستر گذاشتیم عکس هاشم بود
!



 



گذری
بر وصیتنامه شهید:



... اکنون که دست بر قلم برده‌ام و به نوشتن اولین
و آخرین یادگار خود اقدام مى‌کنم، مى‌دانم که ممکن است دیگر در دنیا نباشم. با
وجود اینکه مى‌دانم این دنیا دوست ‌داشتنى و زیباست، این مطلب را تاکنون دریافته‌ام
که زیبایى دنیا چون کفى است و همچون سرابى است فریبنده و آخرت زیباتر. گرچه این
دنیا زیباست؛ ولیکن ماندنى نیست. آنچه مى‌ ماند آخرت است و زندگانى در آن سراست
.

اشک هاى شوق همچون باران بهارى از دیدگانم روان است
و این دعاها در لبانم زمزمه مى‌شود که اللهم ارزقنى توفیق ‌الشهادة فى‌سبیلک ...



  • گروه خبری : آخرین اخبار,اخبار وب دا
  • کد خبری : 43620
کلیدواژه
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

تنظیمات قالب