سال 99، جَهشِ تولید
نوع خط:
رنگ: انتخاب رنگ
+
لغو تغییرات
-
×
۱۳۹۹ چهارشنبه ۲۲ مرداد
1399/03/31
دل نوشته ای از یک مدافع سلامت؛ جان گرفتن دوباره کرونا در کمین جان ما و عزیزانمان

همیشه اسفند عطر غریبی دارد، خانه تکانی خانه ها سببی می شود برای خانه تکانی جان ها تا آماده شویم برای بهاری نو و تحول قلب ها؛ اما 98، اسفندی عجیب برایمان رقم زد. شور و تکاپوی هرساله اسفند، این بار با روزهای در خانه ماندن همراه شد.

 

از آن روزها حدود چهار ماه می گذرد، چهار ماه است که همه ما کرونا را شناخته ایم، می دانیم چگونه آمد و سوژه نخست هر محفل و رسانه در دنیا شد. تا به حال تا به این حد همه ما چند میلیارد انسان روی کره زمین نمی دانستیم که چقدر به هم متصلیم، چگونه هر کدام حلقه ای از یک زنجیره ایم و هر تهدیدی می تواند دشمنی مشترک برای در هم شکستن این زنجیره باشد. اما کرونا آمد تا درس های بزرگی به ما بدهد. تا همه کنار هم باشیم، هر چند در فاصله های فیزیکی دور.

روزهای نخست، همه هراسیده بودیم و هر اعلامی از خطر مرگ برایمان نگران کننده بود. در خانه ماندیم و حتی بهار را در دنیای مجازی سیر کردیم. ماسک زدیم و پی در پی دست هایمان را ضدعفونی کردیم، عزیزان سالمندمان را در خانه ها محافظت کردیم و سعی کردیم دست این ویروس منحوس را از خانه هایمان کوتاه کنیم.

و مدافعان سلامت که قهرمانانه، از ما خواستند در خانه بمانیم تا آن ها با سپر عشق و ایثار در برابر کرونا بایستند. روزها و شب های قرنطینه ای ما برایشان با سختی و کار مضاعف گذشت، اما همچنان ایستادند و ما فقط دعای خیرمان را بدرقه راهشان کردیم.

دعایی که موجب شد تا هر روز عزیزان کمتری روانه بیمارستان ها شوند و کمر کرونا در برابر این حجم از همدلی ها و همراهی ها خم شود. آمارها روز به روز رو به افول رفت و کمی خیالمان آسوده تر شد.

حالا اما با فراز و نشیب هایی که کرونا بر دنیا و ساکنانش روا داشت، چهار ماه از آن ایام پرالتهاب گذشته و ما دیگر کرونا را می شناسیم، حالا همه می دانیم چگونه باید در برابرش قد علم کنیم، می دانیم ماسک هایمان باید سپری در برابرش باشد و می دانیم چقدر هر کداممان می توانیم نقش اثرگذاری در قطع هر زنجیره خطرناک کرونا داشته باشیم.

اما کرونا هم از آن سو همه عزم خود را جزم کرد تا خود را برای ما از میهمانی ناخوانده به عضوی عادی از خانواده تبدیل کند تا دیگر در برابرش نایستیم. تا همه آنچه که به خاطرش بهارمان را در خانه گذرانیدیم و تلاش کردیم، بی ثمر بماند. همه آنچه که عزیزانمان را در برابرش مصون داشتیم، همه ماسک زدن های روزهای نخست را فراموش کنیم و خون فرزندان خانواده سلامت کشور که قربانی این جنگ تن به تن با کرونا شد، بی بها بماند. تا یادمان برود کرونا در میهمانی های ماست که جشن می گیرد، در آمد و شدهای بی دلیل و دست های آلوده، در چهره های بدون ماسک و دورهمی ها. تا مرز آسودگی خیالمان از شکست کرونا، رنگ سهل انگاری بگیرد و حافظه مان از تلخی سوگ خانواده هایی کمرنگ شود که عزیزترین هایشان را به آغوش سرد خاک سپردند.

حالا کرونا دوباره خیال سلطانی بلامنازع دنیا در سر دارد، می خواهد در برابرمان قد علم کند و ما هم در برابرش بی سلاح، نشسته ایم. یادمان رفته از اینکه چقدر موذیانه خود را به ریه ها می کشد و می تواند ضربان قلب های ما و عزیزترین های زندگیمان را به شماره بیندازد. نفس هایمان را سخت کند و ریه هایمان را صاحب شود. فاصله هایی که رعایت آن حالا به اعتقاد کارشناسان بین المللی سلامت، مهم ترین زمینه قطع زنجیره های انتقال این بیماری است، برایمان کمرنگ شده و دیگر به رعایتش اعتنایی نداریم.

خواهران و برادرانمان را در بیمارستان ها و جبهه های بهداشت، تنها گذاشته ایم و سلامتیمان را قربانی شادی های زودگذر از کنار هم بودن ها و تفریحات دیگر کرده ایم.

اما ای کاش باز هم حافظه مان یاری کند و یادمان باشد همه چهار ماه گذشته را، یادمان باشد کرونا هنوز نه درمان قطعی دارد و نه واکسن، یادمان باشد فاصله ها را رعایت کنیم، ماسک بزنیم، دست هایمان هنوز راه نفوذ ویروس است و باید همچنان به شستشویشان پایبند باشیم.

یادمان باشد مدافعان سلامت با همه عشق و انگیزه ای که داشته و دارند، توان روزهای اول پشتوانه شان نیست و گرما هم نتوانسته کرونا را شکست دهد. یادمان باشد من و شما، همه در برابر کرونا و شکست آن توانمندیم، پس مسوولیم!

تعداد بازدید:
3408
امتیازدهی
میانگین امتیازها:3 تعداد کل امتیازها:67
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
آدرس پست الکترونیکی شما
شماره تلفن
توضیحات
 
خواندن کد امنیتی تغییر کد امنیتی
کد امنیت
Powered by DorsaPortal