سال 99، جَهشِ تولید
نوع خط:
رنگ: انتخاب رنگ
+
لغو تغییرات
-
×
۱۳۹۹ يکشنبه ۱۹ مرداد
کتاب هفته/ شاه بی شین
.

کتاب «شاه بی شین» به نویسندگی «محمدکاظم مزینانی» در انتشارات سوره مهر، در قالب 420 صفحه و با بهای 30هزار تومان به چاپ رسیده است.

 

روایت غالب در رمان «شاه بی‌شین» روایت دوم شخص است که فضای گسترده‌ای از رمان را از آن خود کرده و به بازگویی زندگی شاهنشاه ایران می‌پردازد؛ از روزی که پدر با چکمه‌ های خود پا به خانه می‌گذراد و خبر شاه شدن خود را می‌دهد تا روزی که این شاه از سر آواراگی از کشوری به کشور دیگر پناهنده می‌شود. این روایت که به مانند همزادی برای شاه، او و اطرافیانش را دنبال می‌کند تنها در دست شاه باقی نمی‌ماند و همسرش‏ فرح نیز بخش اندکی از بازگویی این تاریخ را عهده‌دار می‌شود؛ از روزهای فقر و فلاکت در پاریس تا مبدل شدن به زن اول دربار و شرکت در امور فرهنگی و دیگر مسایل، در کنار این روایت اصلی، روایت دیگری وجود دارد که به توصیف خانواده‌ای تهیدست در یکی از روستاهای دامغان می‌پردازد؛ خانواده‌ای کوچک در یک محیط روستایی و به دور از هیاهوی پایتخت و فضای شهری.

این روایت که در تضاد با روایت اول قرار دارد تلاش می‌کند فاصله میان دربار پادشاه و مردم جامعه، افزایش نارضایتی و اعتراض و در ادامه انقلاب مردم ایران را به نمایش بگذارد. این رمان در 20 فصل نوشته شده‏ و محوریت ماجراهای آن مربوط به زندگی محمدرضا شاه پهلوی است که از زمان تولد تا مرگ او را روایت می‌کند. داستان از زمان عمل جراحی شاه در مصر شروع می‌شود و سپس با نگاهی به گذشته، از کودکی تا لحظه مرگ محمدرضا از زبان او روایت می‏‌شود. «محمدکاظم مزینانی» برای تنوع بخشیدن به اثر خود، این زندگی به ظاهر پر طمطراق، اما کسالت‌آور را از زاویه دیدهای مختلف روایت کرده تا فصل‌های مختلف رمان برای خواننده جذابیت لازم را داشته باشد. روایت رمان به شکل خطی نیست و بارها در طول روایت، شکست زمان در حوادث داستان اتفاق می‌افتد.

به غیر از زندگی شاه و اطرافیانش، نویسنده شخصیت‌های داستانی دیگری را هم وارد دنیای قصه کرده تا ابعاد خیال‌انگیز ماجرا به حاشیه رانده نشود. او با این شیوه نگارشی به استقلال شخصیت‌های داستان خود تاکید دارد و نمی‌خواهد راوی فقط ماجراهایی تاریخی را روایت کند.

برشی از کتاب:

اخلاق و روحیات پدرت به مرور عوض شده و دیگر در کارهایش از کسی مشورت نمی‌گیرد و تحمل شنیدن صدای مخالف را ندارد. مگر می‌شود در یک کشور عقب افتاده، این همه تغییرات به وجود بیاید و هیچ صدای مخالفی بلند نشود؟ سرعت تغییرات چنان زیاد است که حتی خود تو را به تعجب وامی‌دارد. در این پانزده سال، کشور زیر و رو شده. پانزده سال... چه زمان کوتاهی! مثلاً از سفر اول ناصرالدین شاه به فرنگ تا سفر سومش؛ یا تقریباً از زمان صدور فرمان مشروطیت تا کودتای پدر تو... چقدر از این پانزده سال‌ها در این کشور سپری شده و آب از آب تکان نخورده است! مگر از روی کار آمدن تخم و تبار قاجار تا برافتادنشان چقدر به طول انجامید؟ یکصد و پنجاه و سه سال! تقریباً ده برابر مدت پادشاهی پدر تو تا این زمان... در آن یکصد و پنجاه سال، کشور به کجا رسید؟ به قهقرای تاریخ. آن هم در برهه ای حساس از تاریخ بشر، که بزرگترین انقلاب‌ها و دگرگونی‌ها به وقوع پیوست.

با خودت فکر می‌کنی که در دوران پدرت، بسیاری از چیزها تغییر کرده، جز نظام سیاسی که همچنان دست نخورده باقی مانده و هنوز هم یک فرد بر تمام ملت فرمان می‌راند، اگرچه به شیوه ای مدرن‌تر، ولی هیچ کس نمی‌تواند از حکومت مطلقه‌ پدرت انتقاد کند و زبان به اعتراض بجنباند. برای قانون اساسی مشروطه، تره هم خرد نمی‌کند. همه چیز اروپایی‌ها را قبول دارد جز طرز حکومت کردنشان را. پس طبیعی است که مثل آب خوردن، مخالفان خودش را به زندان بیندازد و حتی سر به نیست کند. باید هم اگر کسی پایش را از گلیم خودش درازتر کرد، به تبعید فرستاده شود. چه معنی دارد که عده ای مغرض و عقده ای به کارهای پادشاه مملکت خرده بگیرند؟ خصوصاً روزنامه نگارها و طبقه روشن فکر جامعه. نه، هیچ فردی از خشم و سوءظن پدر تاجدار در امان نیست. حتی اگر وزیر قدرتمند دربار او باشد، با آمپول هوا از میان برداشته می‌شود.
پایان 
 
نمایش فیلم
تاریخ:
1398/11/24
تعداد بازدید:
602
نویسنده:
منبع:
امتیازدهی
میانگین امتیازها:4 تعداد کل امتیازها:1
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
آدرس پست الکترونیکی شما
شماره تلفن
توضیحات
 
خواندن کد امنیتی تغییر کد امنیتی
کد امنیت
Powered by DorsaPortal