پزشک بودن؛ فراتر از درمان و در مسیر خدمت به مردم / روایت یک پزشک از خدمت داوطلبانه در طرح «مهر درمان»
همزمان با فرارسیدن روز پزشک، فرصتی فراهم شد تا با دکتر «محمدباقر شمس الدینی» متخصص رادیولوژی و یکی از پزشکان فعال و داوطلب طرح «مهر درمان» دانشگاه علوم پزشکی شیراز درباره مفهوم پزشکی، مسئولیت اجتماعی پزشکان و تجربه حضور در مناطق مختلف استان فارس گفتوگو کنیم.

به گزارش روابط عمومی معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شیراز، دکتر شمس الدینی بخشی از وقت خود را داوطلبانه و بدون چشمداشت مالی، برای ارائه خدمات تخصصی به مردم مناطق مختلف استان اختصاص داده است.
طرح «مهر درمان» با هدف گسترش دسترسی عادلانه مردم شهرستانهای فارس به خدمات تخصصی و فوقتخصصی اجرا میشود و در جریان آن، پزشکان متخصص و فوقتخصص در بیمارستانهای شهرستانها حضور یافته و خدماتی از جمله ویزیت، معاینه تخصصی، تجویز دارو، جراحیهای ضروری و ارجاع بیماران به سطوح بالاتر درمانی ارائه میکنند.
در ادامه، گفتوگویی با این پزشک داوطلب درباره تجربه و انگیزه او از حضور در «مهر درمان» انجام شده است.
از نگاه شما «پزشک بودن» چه معنایی دارد؟
به نظر من پزشک بودن فقط داشتن یک عنوان علمی یا شغلی نیست؛ پزشک بودن قبل از هر چیز یک مسئولیت انسانی است. ما در پزشکی با درد، نگرانی و امید مردم سر و کار داریم و همین موضوع مسئولیت ما را سنگینتر میکند، بنابراین پزشک باید علاوه بر دانش و مهارت، وجدان، اخلاق و احساس مسئولیت داشته باشد.
چه چیزی باعث شد با وجود مشغلههای حرفهای، در طرح مهر درمان مشارکت کنید؟
مشغله پزشک، بهخصوص برای یک پزشک شاغل در دانشگاه و بیمارستان، طبیعتاً زیاد است؛ اما همیشه این سؤال برای من وجود داشته که اگر دانش و تخصص ما فقط در اختیار کسانی باشد که دسترسی آسان به مراکز درمانی دارند، تکلیف بیمارانی که این امکان را ندارند چه میشود؟
مشارکت در طرح مهر درمان برای من فرصتی است که بتوانم بخشی از آنچه از جامعه و از نظام آموزش پزشکی آموختهام، به مردم برگردانم. ضمن اینکه این کار را یک وظیفه و توفیق میدانم، نه یک فداکاری بزرگ.
وقتی برای ارائه خدمت به شهرستانها و مناطق مختلف استان میروید، چه تفاوتی میان تجربه کاری شما در یک مرکز بزرگ درمانی و حضور در این مناطق احساس میکنید؟
در یک مرکز بزرگ درمانی، معمولاً امکانات و دسترسی به خدمات تخصصی بیشتر است و بیمار در یک سیستم درمانی گسترده قرار دارد. اما وقتی به شهرستانها و مناطق کمتر برخوردار میرویم، گاهی ارزش یک خدمت تخصصی را بسیار ملموستر احساس میکنیم.
در آنجا ممکن است یک بیمار برای انجام یک بررسی تخصصی مجبور باشد ساعتها مسیر طی کند، هزینه رفتوآمد پرداخت کند و حتی چند روز از زندگی و کار خود دور بماند. وقتی همان خدمت را در محل زندگی او ارائه میکنیم، تازه متوجه میشویم که حضور یک پزشک متخصص تا چه اندازه میتواند برای یک خانواده ارزشمند باشد.
شما در این برنامه به صورت داوطلبانه و بدون چشمداشت مالی حضور پیدا میکنید؛ انگیزه اصلی شما برای ادامه این مسیر چیست؟
مهمترین انگیزه من این است که احساس میکنم این کار ارزشمند است.
در فرهنگ ما، خدمت به مردم و گرهگشایی از کار انسانها ارزش بسیار بالایی دارد. وقتی میبینیم یک خدمت پزشکی باعث میشود نگرانی یک بیمار کمتر شود یا بیماری او زودتر تشخیص داده شود، همین برای من پاداش بزرگی است.
برای بیماری که امکانات مالی محدودی دارد، طی کردن مسیر طولانی فقط یک مسافت جغرافیایی نیست؛ هزینه، زمان، اضطراب و گاهی همراه شدن اعضای خانواده را هم به دنبال دارد.
وقتی میبینم حضور ما باعث شده بیمار بدون تحمل این سختیها خدمات تخصصی دریافت کند، واقعاً احساس رضایت میکنم و خدا را شکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار داده است.
در جریان حضور در برنامههای مهر درمان، آیا با بیمار یا اتفاقی مواجه شدهاید که برایتان ماندگار شده باشد؟
بله، چیزی که برای من بسیار ماندگار است، برخورد و قدردانی مردم در مناطق کمتر برخوردار است.
گاهی یک بیمار یا همراه او با یک تشکر ساده، یک دعای خیر یا حتی یک جمله کوتاه چنان از پزشک قدردانی میکند که انسان متوجه میشود ارزش خدمت پزشکی فقط به انجام یک معاینه یا تفسیر یک تصویر پزشکی نیست.
آیا تجربه حضور در مناطق مختلف استان، نگاه شما را نسبت به مسئولیت اجتماعی یک پزشک تغییر داده است؟
قطعاً؛ وقتی پزشک از نزدیک با شرایط زندگی مردم در مناطق مختلف مواجه میشود، بهتر متوجه میشود که مسئولیت اجتماعی او فراتر از مطب و بیمارستان است.
این تجربه به من یادآوری کرده که دانش پزشکی یک امتیاز شخصی نیست؛ امانتی است که باید تا حد امکان در خدمت مردم قرار بگیرد.
به نظر شما یک پزشک در کنار وظیفه حرفهای خود، چه مسئولیت اجتماعی در قبال مردم دارد؟
به نظر من پزشک سه وظیفه مهم دارد: دانش خود را بهروز نگه دارد، با اخلاق و وجدان کار کند و تا جایی که میتواند به جامعه خدمت کند.
همه پزشکان ممکن است فرصت حضور در برنامههای جهادی یا داوطلبانه را نداشته باشند، اما هر پزشکی میتواند به نوعی مسئولیت اجتماعی خود را انجام دهد؛ یکی با آموزش، یکی با پژوهش، دیگری با خدمت رایگان و دیگری با کمک به بیماران مناطق محروم.
در روز پزشک، شاید بسیاری از مردم از پزشکان خود تشکر و قدردانی کنند؛ اما خود شما اگر بخواهید یک پیام به مردم بدهید، چه خواهید گفت؟
من در روز پزشک قبل از اینکه انتظار تشکر از مردم داشته باشم، خودم را موظف میدانم از مردم تشکر کنم؛ چون اعتماد مردم بزرگترین سرمایه یک پزشک است.
پیام من به مردم این است که پزشکان هم مانند همه اعضای جامعه، انسانهایی با دغدغهها و سختیهای خودشان هستند؛ اما در عین حال باید همیشه به یاد داشته باشیم که اعتماد بیمار به پزشک یک امانت است و پزشک باید از این امانت به بهترین شکل مراقبت کند.
جمله پایان؟
اگر بخواهم همه این صحبتها را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم:
پزشکی فقط درمان بیماری نیست؛ فرصتی است برای خدمت به انسانها، و چه سعادتی بالاتر از اینکه انسان بتواند علمی را که خداوند و جامعه در اختیارش قرار داده، در راه آرامش و سلامت مردم به کار بگیرد.
پایان خبر
نظر دهید