سرمایه گذاری برای تولید
دانشگاه علوم پزشکی شیراز
سرمایه گذاری برای تولید
  • 1405/02/19
  • - تعداد بازدید: 931
  • زمان مطالعه : 2 دقیقه
یادی کنیم از شهید «رباب دهدشتی» کارشناس رادیولوژی بیمارستان لامرد که در حمله هوایی آمریکایی صهیونیستی به شهادت رسید؛

روایتی از آخرین شیفت با شهید رباب دهدشتی

 

 

صبحِ نهم اسفند ۱۴۰۴...

 

 بیمارستان مثل همیشه شلوغ بود، اما فضا، برای من فرق می‌کرد؛..

 

 انگار روز، روزِ دیگری بود…

 

آخرین روزی که کنار شهید رباب دهدشتی شیفت دادم.

 

من در بخش رادیولوژی بودم و شهید دهدشتی در سی‌تی‌اسکن.

 

هردو بخش پر از بیمار، پر از رفت‌وآمد، پر از اضطراب.

اما وسط آن همه شلوغی، یک صحنه برایم روشن و پر معنی بود؛

هر وقت سی‌تی‌اسکن کمی خلوت می‌شد، شهید دهدشتی استراحت نمی کرد.

 

تا می‌دید کارش دو دقیقه سبک شده، سریع می‌آمد سمت رادیولوژی، می‌گفت: بذار  زودتر کار مریضا راه بیفته، مردم تو این وضع چشمشون به ماست.

 

آن روز اما، علاوه بر این همه مهربانی و مسوولیت‌پذیری، یک چیز دیگر در او پررنگ بود؛ بی‌تابی.

 

روحیه‌اش عوض شده بود…

 

 انگار دلش جای دیگه بود.

 

یک جور بی‌قراری در چهره‌اش بود که تا قبل از اون ندیده بودم.

 

همان موقع‌ها بود که خبر رسید: بیت رهبری مورد اصابت موشک دشمن قرار گرفته…

این خبر، آتش بی‌تابی‌اش را شعله‌ورتر کرد.

از همان لحظه، دلش آشوب شد.

 

هی می‌پرسید: نکنه برای آقا اتفاقی افتاده باشه؟ یه جور دلسوزی و نگرانی تو صداش بود که آدم رو تکون می‌داد.

 

همه در بیمارستان، شهیده دهدشتی را به اخلاقش می‌شناختند؛

تا حالا کسی ندیده بود صدایش را بلند کند.

 

همیشه آرام، همیشه مؤدب، همیشه باوقار و منظم، نگاهش مهربان.

 

همکارها می‌گفتند: دهدشتی هر کاری از دستش بر بیاد، برای بیمار و همکار انجام می‌ده.

 

کم نمی‌گذاره. واقعاً خالص و صادق بود، بی‌ریا… انگار فقط آمده بود برای خدمت.

 

اما شاید تأثیرگذارترین بخش آن روز، مربوط به نماز ظهر است؛ لحظه‌ای که بعدها، برای ما رنگِ خداحافظی گرفت.

 

بعداً از یکی از همکارها شنیدم که موقع نماز ظهر، به او گفته بود:

اگر یه وقت من نبودم… مراقب بچه‌هام باش. انگار دلش خبردار شده بود… انگار می‌دانست قرار است برود.

 

حالا وقتی آن روز را به یاد می‌آورم، دیگر فقط یک شیفت شلوغ صبح در ذهنم نیست؛

تصویر زنی است که وسط شلوغ‌ترین روزهای کاری، باز هم به فکر کمک به همکارش بود.

 

زنی که دلش برای مردم می‌تپید..

 

 نگران حال بیماران بود،

 

 نگران خانواده‌اش، نگران رهبرش…

 

 و با این همه، کوچک‌ترین نشانی از خستگی و گلایه در چهره‌اش دیده نمی‌شد.

 

آخرین شیفت من با شهید رباب دهدشتی، امروز برایم روایت یک زندگی است.

 

زندگیِ زنی آرام، صبور، متواضع و عاشق خدمت،

 

که گویی آن روز، در میان شلوغی رادیولوژی و سی‌تی‌اسکن، آرام‌آرام، از دنیای ما خداحافظی می‌کرد…

 

شهید «رباب دهدشتی» کارشناس رادیولوژی بیمارستان حاج محمود حاج حیدر لامرد  در حمله هوایی آمریکائی صهیونیستی در تاریخ 9 اسفند 1404 به فیض مقام شهادت نائل شد.

  • گروه خبری : اخبار وب دا,آخرین اخبار
  • کد خبری : 150961
مژگان رنجبر
خبرنگار

مژگان رنجبر

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

تنظیمات قالب